نامه های جوجویی

هفته 24

شنوایی

او می تواند صدای شما را بشنود و اگر خواب باشد شاید از صدای بلند موسیقی بیدار شود . ممکن است انواع خاصی از موسیقی را ترجیح دهد و با حرکات خود این امر را نشان دهد . با شنیدن صداهای ناگهانی تکان می خورد.

کتاب همه مادران سالم اند اگر ...

تالیف الیزابت فنوبیک ترجمه امیر صادقی بابلان

نشر دانش ایران

 

از 10 روز قبل که بابایی این مطلب رو توی این کتاب خونده ، تا حالا بیشتر از 10 جلد کتاب برای من خریده و همشونم برام خونده . من که هنوز چشام باز نشده و نمی تونم خودم بخونم.تازه اگرهم چشام باز بودن هنوز که بلد نیستم بخونم . اما نکته جالب این کتاب خریدن و کتاب خوندن می دونید کجاست ؟ بابایی وقتی ظهرها که از سرکار  می آد و خسته و کوفته اما با اشتیاق مشغول خوندن کتاب برای من فسقلی نیم وجبی – آخه من الان 33 سانتیمتر بیشتر که نیستم ، وزنم هم فقط 570 گرمه- می شه ، آخرای کتاب که می شه مامانی خوابش گرفته و بعدشم بابایی تلپ می شه و از خستگی بیهوش می افته و می خوابه.

خسته نباشی مامانی گلم

دستت درد نکنه بابایی .

از طرف جوجو کوچولو.

اتحادیه

۳.

امروز صبح بالاخره یک لگد جانانه نوش جان کردم.اولین لگدی بود که توی عمرم خوردم و تا به این حد به من چسبید.صبح که داشتم می رفتم سر کار، خانم با یک چشم باز و یک چشم بسته اشاره کرد که نگاهی به شکم مبارکشان بیندازم . من هم که مترصد فرصتی برای گرفتن مچ فسقلی بودم بلافاصله جلو رفتم و بعد از چند ثانیه اولین حرکت خانم کوچولوی قشنگمونو بصورت یک لگد جانانه در بیخ گوش راستم حس کردم . یک امتیاز کامل در ضربه لگد به سر! یک هیچ به نفع این نیم وجبی ثبت شد در همین ابتدای کار!

پیشنهاد عضویت در یک اتحادیه خیلی مهم به من شده که باید روش فکر کنم.چون تا حالا اهل عضویت در هیچ جناح و گروهی نبودم،اما این یکی واقعا فرق می کنه. آقا رضا که مثل من یک نوپدر هستن ایده تشکیل این اتحادیه رو دادن که فکر خیلی جالبی به نظر می آد. ممنونم آقا رضا.

مچ گیری

قربونش برم خانم گل ما امروز (شنبه ۱۲ اردیبهشت)صاحب یک بخشی از وسایل و اسباب و اثاثیه مربوطه شد. به طور خلاصه بخشی از جهیزیشون. اما توروخدا اونایی که تجربه قبلی در مورد بچه دار شدن دارن لطفا این بنده بینوا رو راهنمایی کنن و بگن من چطوری می تونم مچ این فسقلی رو موقع حرکت کردن توی شکم همسر گرامی بگیرم.نمی دونم این ناقلا خیلی زبله یا من نمی تونم هیچ جوری حسش کنم؟ یا شایدم هنوز اولشه و تا رسیدن به موقعیکه حرکتهای بیشتر و ملموستری ازش سر بزنه زمان باقی مونده؟